۶ کار ضروری برای برندسازی شخصی
برند سازی شخصی یک روند مستمر و هدف دار است که تا تصویری که از خودمان میخواهیم در ذهن مخاطب جا بیفتد. این تصویر قرار است ویژگیهای ما و مزیتهای ما را ترسیم کند و به دیگران بگوید که چه چارچوبها و اصولی، بر رفتار و تصمیمگیریهای ما حاکم است و در نهایت دیگران بر اساس این تصویر، قضاوت میکنند که رابطه با ما، چه ارزشی برای آنها ایجاد میکند.
برند شخصی شما صرفا برای مطرح کردن نامتان نیست، بلکه ابزاری است برای نشان دادن قابلیتها و تواناییهای شما. پس لازمه پرسونال برندینگ داشتن توانایی و ظرفیتهای جالب توجه است؛ دخیل کردن احساسات کاربران و مشتریان در یک کسبوکار نتیجه مؤثری در دستاوردهای آن دارد. به همین خاطر توصیه میشود تا از لحاظ احساسی یک رابطه مستحکم با مخاطبین برقرار کنید تا آنها به شما حس خوبی داشته باشند. در این مقاله، به بعضی از تاکتیکهای برند سازی شخصی میپردازیم که تاریخ انقضا ندارند. اگر این تاکتیکها را درست به کار ببندید، رقیبتان نمیتواند آنها را کپی کند. حالا ببینیم چگونه برندسازی کنید تا به چشم بیاید.
۱. قاپ مخاطبانتان را با حقیقت بدزدید
حقیقت همیشه میدرخشد. حتی بدون فناوریهای امروزی، آدمها همیشه راهی برای پیدا کردن راست و دروغ داشتند. و حالا که همه در رسانههای مجازی حضور فعالی دارند، پشت کردن به حقیقت کار دشواری است.
بعضی از کسب و کارها وسوسه میشوند و برای رسیدن به سود سریع و آنی حاضر میشوند به حقیقت پشت کنند و به مشتریان خود دروغ بگویند. اما در درازمدت واقعاً ارزشش را ندارد. این قبیل روشهای غیراخلاقی برای کسب و کارهایی که میخواهند نامشان بر سر زبانها بیفتد و به نیکی از آنها یاد شود جواب نمیدهد.حتی امکان مرجوع کردن محصول را برای مشتریانتان فراهم کنید و سر قولتان بمانید. همواره محتوای ثابت و مشخصی عرضه کنید و به برندتان وفادار بمانید.
۲. برای برندینگ شخصی، داستانی را به اشتراک بگذارید که هیچ کس نتواند آن را کپی کند
برای برندسازی شخصی باید داستان منحصر به خود را داشته باشید. چند دهه پیش، یک برند بدون تک بودن هم میتوانست از شکست جان به در ببرد. چون آن زمان راه اندازی کسب و کار برای همه ممکن نبود. یا باید پول و پله کافی میداشتید و یا از اعتبار زیادی برخوردار میبودید.
امروزه، فناوری بسیاری از این موانع را از میان برداشته است. برای مثال، این روزها حتی یک دانشجو هم میتواند در یک هفته یک پادکست راه بیندازد. میتواند در چند ساعت وبسایتی ایجاد کند و چند اپیزود پادکست ضبط کند. اگر در کارش سمج باشد، میتواند پس از مدتی دنبال کنندگان زیادی به دست آورد و از طریق حامیان مالی به درآمد برسد.
۳. برای پرسونال برند، از اختراع دوباره هر چیزی دست بردارید.
حتماً شنیدهاید که راز متمایز بودن در اصالت داشتن است. این گفته تا حدودی درست است، اما نه درمورد چیزی که همین الان هم عملکرد خوبی دارد.
مثلاً وقتی رقیبتان یک پادکست کارآفرینی دارد که در حوزه کاری شما موفقیت آمیز است، شما هم میتوانید از همین روش استفاده کنید. اگر پادکست جواب میدهد، دیگر به دنبال جایگزینهای بهتر از پادکست نباشید.چرا؟
چون اتلاف وقت است و به رشد استارتاپی شما کمک نمیکند. در عوض، آن چه را که همین الان تأثیرگذار است کپی و آن را از آن خود کنید. مثلاً در مورد پادکست ببینید در چه حوزههایی میتوانید آن را بهبود ببخشید و آن را با برند خود سازگار کنید. اما حواستان باشد که چیزی که عوض دارد، گله ندارد. یعنی رقیبتان هم میتواند درست همین کار را با ایدههای شما بکند.
۴. به خاطر تک بودنتان به چشم بیایید
دست از تلاش برای کمک کردن به کل دنیا بردارید و به جایش تمرکز خود را بر روی کمک به گروه خاصی بکنید.به خاطر تک بودنتان به چشم بیاییدمیفهمم، دلتان میخواهد به همه کمک کنید چون میخواهید به کسب و کار خود رونق بدهید. اما واقعیت این است که اگر قرار باشد به ساز همه برقصید، به ساز هیچ کس نخواهید رقصید.
مثلاً یک آژانس بازاریابی را در نظر بگیرید که به کسب و کارها برای معرفی محصولاتشان کمک میکند. این آژانس هیچ فرد خاصی را مخاطب قرار نمیدهد و علاقه ای به برندسازی شخصی ندارد بلکه هر از گاهی در طول سال به فروشی میرسد.
اما اگر آژانس بازاریابی مشابهی تمرکز خود را بر گروه هدف بنگاههای املاک قرار دهد چه؟ فرض کنید یک بنگاه املاک به دنبال یک آژانس بازاریابی اینترنتی میگردد تا کسب و کارش را معرفی کند. فکر میکنید سراغ چه آژانس بازاریابی خواهد رفت؟ به همین دلیل است که پیدا کردن یک گوشه/جاویژه/ نیچ در بازار (niche) برای متمایز شدن از دیگر رقیبان ضروری است.
ببینید به کار کردن با کدام دسته از مشتریان علاقه بیشتری دارید و کدام دسته از مشتریان درآمد بیشتری برایتان به همراه خواهد آورد. به محض اینکه دادههای کافی گردآوری کردید، تمرکز خود را بر خدمت رسانی به مشتری ایدهآل خود بکنید.
انتظار نتایج آنی نداشته باشید، زیرا این تغییر رویه ساده نخواهد بود. اگر در حال حاضر مخاطبان تک و توک و پراکنده دارید، آرام آرام مسیر خود را به سمت مخاطبان خاص تغییر دهید. انتخاب گوشهای از بازار برای دست و پا کردن مشتریان و طرفداران دوآتشه اقدامی ضروری است.
۵. برندی باشید که هر کس بتواند به آن اتکا کند
اینکه برندی باشید که مشتریانتان بتوانند به آن اتکا کنند کم چیزی نیست. چند بار پیش آمده محصولی بخرید که از پس وعده وعیدهایش برنیامده باشد؟ یا به خدماتی متوسط بسنده کرده باشد؟فرارفتن از انتظارات مشتریان روشی مطمئن برای متمایز کردن برندتان است.
مطالعات روانشناسی شخصیت نشان میدهد که وقتی چیز رایگانی به دیگران میدهید، آنها درصدد جبران برمیآیند. مشاوره رایگان، کتاب الکترونیک رایگان یا محتوای باکیفیت رایگان به مشتریان خود عرضه کنید. در نهایت، آنها نیز از جان و دل لطف شما را جبران خواهند کرد.
ببینید رقیبانتان چه کار میکنند و از پیشنهادهای ویژه آنها پیشی بگیرید. مثلاً اگر رقیبتان مشاوره رایگان ۱۵ دقیقهای به مشتریان خود میدهد، شما آن را ۳۰ دقیقه کنید. وقتی تمرکز خود را بر کمک به دیگران قرار میدهید، مشتریان حواسشان هست و متوجه میشوند.
مأموریت خود را این بگذارید که دغدغهتان نخست، خدمت رسانی به مشتریانتان باشد و بعد سود مالی. درست است، کسب و کار فقط فروش نیست، کمک به مشتریان برای رسیدن به خواستههایشان نیز بخش مهمی از آن است.
۶. یک ارتباط خاص با مخاطبین خود برقرار کنید
ارتباط با مخاطبین باید مدیریت شده و صحیح باشد، باید بتوانید یک ارتباط حرفه ای با دنبال کنندگان خود برقرار کنید تا بتوانند سوالات خود را از شما بپرسند و با شما آشنا شوند. برای برقراری یک ارتباط حرفه ای باید تصویری قوی از شما در ذهن مخاطب بر جای بگذارید. شما میتوانید با استفاده از خدمات دفتر کار مجازی یک شماره ثابت تهران با سرشماره ۲ برای خود داشته باشید، این شماره تلفن میتوانید یک شماره رند و یا شماره منحصر به فرد ۶ رقمی باشد که روی کارت ویزیت خود درج میکنید و یا در فوتر سایت و یا بایو اینستاگرام خود قرار میدهید.پیشنهاد میکنیم که با کمک سرویس منشی مجازی برای خود یک منشی دورکار داشته باشید تا طبق دستورالعمل شما پاسخگوی مخاطبان باشد و گزارش تماسها را به شما ارسال کند. این راهکار ارتباطی میتواند حس خوب از شما در بین مخاطبانتان ایجاد کند.